تحریفهای شناختی | شیرینی تلخ رابطه نامزدی
رابطهی نامزدی، دورهای مهم برای شناخت بهتر طرفین و ساختن یک رابطهی سالم و پایدار است؛ اما گاهی تحریفهای شناختی باعث میشوند افراد رفتارها و حرفهای یکدیگر را اشتباه تفسیر کنند و بهجای نزدیکی، دچار سوءتفاهم، دلخوری و تنش شوند. در این مقاله، به هشت تحریف شناختی رایج در رابطه نامزدی اشاره میکنیم؛ از جمله: 1) تمرکز بیش از حد بر نکات منفی و نادیده گرفتن جنبههای مثبت 2) ذهنخوانی و برداشتهای بدون شواهد 3) تعمیم دادن یک رفتار به کل شخصیت 4) برچسبزنی منفی 5) نگاه صفر و صدی به رابطه 6) فاجعهسازی از مسائل کوچک 7) مسئولیتپذیری افراطی یا احساس ناتوانی کامل 8) سرزنش مداوم طرف مقابل

در دنیای رایانه این قاعده کلی است که اگر به برنامه، اطلاعات ورودی بیهوده داده شود، نتایج یا خروجی بیهودهای تولید خواهد کرد. چنان چه برنامهای نادرست بنویسید، رایانه پاسخی بی معنا به شما خواهد داد. این عملکرد در زندگی هیجانی شما نیز صادق است. اگر اندیشهای نادرست و تحریف آمیز داشته باشید، واکنشهای هیجانی شما بیش از اندازه اغراق آمیز خواهد بود.
هشت تحریف شناختی به شرح ذیل تأثیری شدید بر رابطه شما میگذارد:
انتزاع انتخابی / بی توجهی به جنبههای مثبت
یعنی تمرکز بر مشکلی ناراحت کننده بدون قراین و شواهد کافی. شما در این نوع تحریف شناختی، جنبههای مثبت رفتار نامزدتان را نادیده میگیرید و فقط بر جنبههای ناراحت کننده و منفی او متمرکز میشوید؛ یعنی نوعی توجه انتخابی که در آن به بخشهایی از تصویر، توجهی عمیق و وسواسی میشود؛ اما قسمتهای دیگر به طور کامل از آگاهی حذف میشود. برای درک بیشتر مطلب، به این مثال توجه کنید:
دوره نامزدی ما، سرد و بی روح است. در اینجا فرد همه کارهای خوب، به ویژه توجه محبت آمیز و گوش دادنهای صبورانه نامزدش به صحبتهای او را فراموش میکند.
«همیشه مشغول مطالعه کتابهای لعنتی اش است». در اینجا فرد رفتن به سینماها، پارکها و خوردن شامهای خوشمزه در رستوران را نادیده میگیرد.
استنباط اختیاری / ذهن خوانی
در این تحریف شناختی، فرد درباره احساسها و انگیزههای نامزدش فرضیه سازی میکند؛ یعنی به سبب ناکافی و ناقص بودن اطلاعات، فرضیههایی منفی درباره علت رفتار خاص شخص میسازد که البته خطایی مهلک است. باورهای تأیید نشده درباره انگیزههای نامزدتان میتواند شما را به شدت عصبانی ناراحت یا دلسرد کند و چنانچه این باورها درست نباشد، شما به واقعیتی خیالی و گاه دور از احساسها و انگیزههای واقعی نامزدتان، پاسخهایی قوی خواهید داد.
او (خانم) نمیخواهد با من به این مهمانی بیاید. واقعیت این است که او میخواست بیاید؛ ولی میترسید سؤال کند.
او (آقا) بیش از حد خوش برخورد شده است. حتما میخواهد مرا راضی کند تا کاری برای او انجام دهم. در واقع او میکوشد با گفتن حرفهای مثبت، فضای رابطه را بهبود بخشد.
تعمیم بیش از اندازه / بزرگ نمایی
یعنی قضاوت و استنباطی فراگیر براساس مواردی محدود از رویداد. در این نوع تحریف شناختی، مسائل را بدتر از آنچه هستند، جلوه میدهید و با اغراق درباره تأثیر رفتار نامزدتان بر احتمالات مصیبت بار آینده متمرکز میشوید. بزرگ نمایی بر کلماتی مانند «وحشتناک ترسناک ، نفرت انگیز و باورنکردنی» تأکید میکند. روش دیگر بزرگ نمایی کاربرد واژههایی گویای تعمیم افراطی است. «همیشه»، «همه»، «هرکس»، «هرگز» و «هیچکس» شماری از کلمات کلیدی و نشان دهنده تعمیم افراطی است.
بزرگ نمایی: از کاه کوه میسازد. ما تا اینجا، نامزدی مزخرفی داشتیم. در حالی که شش ماه از نامزدی بسیار خوش گذشته و تنها یک ماه اخیر با کمی اختلاف و کشمکش سپری شده است.
" تو همیشه وقتی با همیم، سرحال نیستی " . در حالی که این مسئله فقط دوبار در این ماه رخ داده است.
" تو هیچ وقت حرفهای محبت آمیز به من نمیزنی" .
در واقع دیروز از همکاری خوب او برای مرتب کردن انباری و نظارت بر تکلیف بچهها قدردانی و تحسین کرده است.
«تو همیشه عجله داری» در حالی که فقط یک بار هفته گذشته برای شرکت در مراسمی عجله داشته است.
شخصی سازی / برچسب زنی کلی
در اینجا شما برچسبی منفی به نامزدتان میزنید که به مثابه اتهامی کلی به شخصیت یا عملکرد اوست. برچسبهای کلی فقط از رفتار انتقاد نمیکنند بلکه اصل شخصیت نامزد را لگد مال میکنند. او دیکتاتور، دروغگو، کاملاً بیمسئولیت، خود خواه، بیهوده، دیوانه، غرغرو، عصبی، احمق، خودشیفته یا نادان است. «من با شخصی بیشعور ازدواج کرده ام». در واقع برچسب زدن کلی، شکل آسیب زننده تعمیم افراطی است. تعمیمی مانند او اصلاً به پول اهمیت نمیدهد به برچسب «ولخرج» تبدیل میشود.
تفکر دو قطبی
در این تحریف شناختی، واقعیت را به صورت سیاه و سفید ادراک میکنید. رفتار نامزدتان خوب یا بد، درست یا نادرست است. نه چیزی میان این دو حالت. خوب، یعنی خواستههای شما را برآورده میکند و بد، یعنی خواستههای شما را برآورده نمیکند. زمانی رفتار نامزدتان درست است که سخاوتمندانه و هنگامی نادرست که خود محور باشد. با زدن چنین برچسبهایی، درک همۀ انگیزهها و خواستههای پیچیده ای که بر هر رویداد بین فردی تأثیر میگذارد، دشوار میشود.
این درست نیست که تو به من نگفتی خواهرت ازدواجی نافرجام داشته است.
وقتی از هم دور بودیم خوشحال بودی و حالا اخمهایت در هم رفت؟!
مبالغه و بزرگ نمایی / استدلال غلط
یعنی فاجعه سازی از ناخشنودی کوچک. در این تحریف، شما از رویدادی کوچک رویدادی بزرگ میسازید و از آن نتیجهای بی اساس میگیرید. ضرب المثل قدیمی دگمهای بگیر و برای آن پیراهن بدوز، توصیفی مناسب از استدلال غلط است.
" شما روز تولد مرا فراموش کرده اید، پس مرا دوست ندارید"
" چون دیر تماس گرفت، پس مرا دوست ندارد"
"چون ما با هم دعوا کردیم، به این معناست که در آستانه جدایی هستیم".
پذیرش مسئولیت زیاد / احساس کنترل غیر منطقی
در این نوع تحریف شناختی افکار خود آیند، شما را به یکی از دو قطب افراطی میکشاند؛ یا خود را مسئول کامل نیازها، احساسها و شادیهای نامزدتان میدانید و در نتیجه چنانچه مشکلی در هر یک از این موارد باشد، خود را مقصر میدانید یا خود را فاقد کنترل و ناتوان از ایجاد تغییرات مثبت در خودتان یا نامزدتان میبینید. هر یک از این دو قطب افراط و تفریط در کنترل شما را به مشکل دچار میکند. اگر شما مسئولیت هر آنچه را که در رابطه تان اتفاق میافتد به عهده بگیرید، برای هر مشکلی خودتان را سرزنش خواهید کرد. از سوی دیگر، اگر احساس کنید نامزدتان بر همه چیز کنترل دارد و شما ناتوانید، درنتیجه نامزدتان را برای هر اشتباهی که پیش میآید، سرزنش خواهید کرد. درواقع تصورات اشتباه درباره کنترل، تعیین میکند که انگشت اتهام به سوی تو نشانه رود یا نامزدتان.
من هیچ کاری دربارۀ اختلافمان نمی توانم بکنم.
او از لحاظ هیجانی بسیار سرد است.
او واقعاً بی دلیل عصبانی می شود و مانند بمب ساعتی است.
او تحت فشار بود و باید اوضاع را آرام میکردم. من مسئول آرامش اویم.
من هیچ وقت نباید بگذارم او اینگونه غمگین شود.
سرزنش دیگران
هسته اصلی چنین مغالطهای مقصر دانستن همیشگی دیگران در برابر درد و رنج ماست. آنها موجب این کار شده و به ما آسیب زدهاند؛ از این رو شایسته تنبیه اند. عدالت حکم میکند آنها بابت تحمیل رنج بر ما، تاوان پس بدهند. جنبۀ دیگر چنین مغالطه ای این باور است که ما برای جلب توجه و همکاری نامزدمان باید عصبانی شده، خشن رفتار کنیم. من ناراحتم و او باعث این وضعیت است؛ بنابراین شایسته هر چیزی است که به او میگویم. او بسیار بی ملاحظه است و باید فریاد بزنم تا بلکه به من گوش کند.
چگونه میتوان تحریفهای شناختی را شناسایی کرد؟
شناسایی تحریفهای شناختی
از آنجا که تحریفهای شناختی به رابطهٔ شما آسیب میزند، شناسایی آنها اهمیت دارد. طی هفته آینده بکوشید تحریفهای برخی از اندیشههای خود را شناسایی کنید. هنگامی که هیجانی را در رابطه با نامزدتان تجربه و در برگه یادداشت روزانه اندیشههای خود ثبت میکنید، ممکن است با تحریفهایی بیش از آنچه به گمان خود شناسایی کردهاید، روبه رو شده و شگفت زده شوید. در این باره دلسرد نشوید. شما اکنون باید هرچه بیشتر با الگوهای تفکر خودتان آشنا شوید. در ادامه چگونگی تغییر این الگوها را با هم مرور خواهیم کرد.
پس از یک هفته یادداشت کردن روزانه اندیشهها و تحریفهای شناختی خود، الگوهای حاکم بر آنها را بکاوید. آیا همواره از تحریفهای خاصی استفاده میکنید؟ آیا موقعیت خاصی وجود دارد که یک یا چند تحریف خاص را برانگیزد؟ کدام تحریفها سبب انگیزش هیجانهای خاص میشود؟ با تمرکز بر تحریفهایی خاص که بیشتر مواقع به کار میبرید، میتوانید با افزایش آگاهی خود در آینده بیشتر به این نوع الگوهای خاص تفکر توجه کنید.
توجه به رابطه میان افکار و رفتارها
با مراجعه به برگه افکار روزانه در دو هفته قبل بر روی کاغذی مجزا واکنش خود به هر رویداد را بنویسید اینکه چه چیزی گفتید چه کاری کردید چه حالت خُلقی ای داشتید و.... هر آنچه در این کاغذ ثبت شده، پیامد مستقیم اندیشههای شماست. اگر میخواهید بدانید کدام یک از تحریفهای شناختی، به شما و رابطه تان بیشتر آسیب میزند، این روش به شما کمک خواهد کرد.
به چالش کشیدن تحریفهای شناختی/ چگونه میتوان با این افکار تحریف شده مقابله کرد؟
اکنون بخش سخت کار یعنی تغییر فرا میرسد. تغییر دادن الگوهای تفکر قدیمی، که اغلب باعث آشفتگی میشوند، کاری دشوار است. هرگاه تحریفی در اندیشهتان متوجه شدید، لازم است تمرین تفکر «سالم» را انجام دهید. این تمرین شامل مجموعهای از پرسشهاست که به شما کمک میکند تا اندیشهتان را ارزیابی، تصریح و بازسازی کنید.
تمرین تفکر سالم
۱. چه شواهدی از تفسیر من حمایت میکند؟
۲. چه شواهدی وجود دارد که ممکن است برخلاف تفسیر من باشد؟
3. آیا تبیین دیگری برای رفتار نامزدم وجود دارد؟ آیا ممکن است انگیزه یا احساس دیگری پشت رفتار او باشد؟
۴ . آیا مفروضههای خود را درباره نامزدم ارزیابی کرده ام؟
5. آیا این مسئله همیشه اتفاق میافتد یا استثناهایی وجود دارد؟
6 . واقعیت متعادل ساز یعنی جنبههای مثبت موقعیت )رابطه مان یا رفتار نامزدم( که ممکن است آن ها را نادیده گرفته باشم کدام است؟
7. آیا بیش از حد تعمیم میدهم یا برچسب میزنم؟ چگونه میتوانم موقعیت را به طور مشخص و دقیق توصیف کنم؟
8. یکی از تحریف های موجود در برگه یادداشت روزانه خود را انتخاب و با استفاده از اطلاعات به دست آورده در بالا، بازنویسی کنید.
یک نمونه
بهرام وکیلی است که در یک شرکت کار میکند. به تازگی رئیس شرکت به سبب تأخیر افتادن در کارها بر سر او فریاد کشید. بهرام از این رفتار رئیس بهت زده شد و خود را به دلیل تنبلی در انجام به موقع کارها سرزنش کرد. در قرار ملاقاتی که داشت، قضیه را برای نامزدش مینا تعریف کرد و گفت که حالش خوب نیست. وقتی او این موضوع را بیان میکرد، مینا درحالیکه پردههای اتاقش را درست میکرد، زیر لب چیزی میگفت و لبخند میزد. بهرام در این موقعیت این افکار خود آیند را داشت: «او دوست دارد مرا ناشاد ببیند. او هم فکر میکند من تنبلم.
عصر همان روز بهرام با استفاده از تمرین تفکر سالم، به بررسی افکار خودآیندش پرداخت.
1. چه شواهدی از تفسیر من حمایت میکند؟
خوشحالی او و زمزمهای که نخواست من بشنوم.
2. چه شواهدی وجود دارد که ممکن است برخلاف تفسیر من باشد؟ وقتی در گذشته مشکلاتی در محیط کارم داشتم، او بسیار حمایت کننده بود و چند ماه پیش که معده درد داشتم، واقعاً نگران من بود. درباره تنبلی، او معمولاً به دیگران میگوید که من پسری سخت کوشم و از من قدردانی میکند.
3 . آیا تبیین دیگری برای رفتار نامزدم وجود دارد؟ آیا ممکن است انگیزه یا احساس دیگری در رفتارش نهفته باشد؟
شاید به دلیل موضوع دیگری خوشحال بود یا شاید تلاش میکرد مرا خوشحال کند.
۴ . آیا مفروضههای خودم را درباره نامزدم ارزیابی کرده ام؟
نه، من نمی توانم تا هنگامی که مستقیماً از او نپرسیده ام، چیزی را بپذیرم.
۵. آیا این مسئله همیشه پیش میآید؟ آیا استثناهایی وجود دارد؟
نه همیشه این طور نیست.
۶. واقعیت متعادل ساز: جنبه مثبت موقعیت که میتواند رابطه مان یا رفتار نامزدم باشد که ممکن است آن را نادیده گرفته باشم کدام است؟ مینا مرا دوست دارد حتی زمانی که درباره برخی مسائل گله دارد. او دوست ندارد من ناراحت باشم.
۷. آیا بیش از حد تعمیم میدهم یا برچسب کلی میزنم؟ چگونه میتوانم موقعیت را به طور مشخص و دقیق توصیف کنم؟ نه ، این طور به نظر نمیرسد.
۸. بازنوسی تحریف: مینا از کارهایی که انجام نمیدهم گله میکند؛ اما مرا دوست دارد و هنگام ناراحتی و غم از من حمایت میکند. نمیتوانم چیزی غیر از این فرض کنم. او ممکن است به دلیل موضوع دیگری شاد بوده است. تمرین تفکر سالم به شما کمک میکند تا به تحریفهایی پاسخ دهید که ممکن است در یادداشت روزانه افکارتان شناسایی کنید. برای این منظور لازم است ستونهایی جدید به برگه یادداشت روزانه خود اضافه کنید تا بتوانید به شیوهای مؤثر به تحریفها پاسخ دهید.
ممکن است این کار پیچیده به نظر برسد؛ در حالی که پیچیده نیست. وقتی فکرتان را در ستون افکار مینویسید، بلافاصله میزان باورتان به آن فکر را تعیین کنید. اگر معتقدید آن فکر ۹۰ درصد درست است، همین را بنویسید و چنانچه به باور شما فقط ۵۰ درصد درست است، آن را در ستون مربوطه بنویسید. درجه بندی شدت هیجان نیز ساده است. ۱۰۰ درصد، نشانگر بیشترین شدت احساسی است که تاکنون داشته اید و ۱ درصد نشانگر کمترین مقدار آن عددی میان ۱ تا ۱۰۰ را برگزینید تا شدت هیجان تجربه شده شما را نشان دهد. در ستون پاسخ، جایگزین میزان اعتقاد به پاسخ تازه خود را براساس درصد - به همان روشی که درباره فکرتان انجام دادید - تعیین کنید. در برگه جدید یادداشتها ستون پیامد، بی نهایت مهم است. پس از اندیشیدن و ایجاد پاسخی جایگزین میزان باور خود به فکر اولیه تان را دوباره تعیین کنید. اگر از شدت اعتقاد شما به فکر اولیه کاسته شده، نشانه ای روشن از موفقیت نسبی شماست و شما را برمیانگیزد تا کار را ادامه دهید؛ اما چنانچه از شدت هیجان نیز کاسته شود به روشنی نشان میدهد که تغییر افکارتان میتواند تأثیر واقعی در نحوه احساس شما داشته باشد. هرگاه درباره نامزدتان هیجان شدید دارید،؛ بکوشید از یادداشت روزانه افکارتان استفاده کنید و گاه بدون به کارگیری تمرین تفکر سالم، پاسخ جایگزین ارائه دهید؛ اما اغلب به ویژه در آغاز کار برای ارائه پاسخی جایگزین که باورپذیر باشد و به تغییر نگرش شما به مسائل کمک کند، لازم است تمرین تفکر سالم را به طور کامل انجام دهید. برای رسیدن به نتیجه مطلوب ، تکمیل نسخۀ نوین و گسترش یافته یادداشت های روزانه را دست کم تا چهار هفته ادامه دهید.
